محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5454
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كرد ، سرداران و سپاهيان بر نشستند ، بازارها به پا شد ، صنعتگران و فعلگان همراه وى شدند . گويند اردوگاه وى با سرا پرده ها و لوازم و بارها يك فرسنگ بود . يكى از مردم بغداد گويد : سپاهى نديده بودند كه مردان بيشتر و اسبان خوبتر و سلاح بهتر و لوازم بيشتر و وضع كاملتر از سپاه على داشته باشد . عمرو بن سعيد گويد : وقتى محمد از در خراسان گذشت فرود آمد و پياده رفت و سفارش آغاز كرد و گفت : « سپاه خويش را از آزار رعيت و غارت مردم و دهكده ها و بريدن درخت و تجاوز به زنان بازدار . يحيى بن على را بر رى گمار و سپاه بسيار به دو پيوسته كن و بگوى تا مقررى سپاه خويش را از در آمد خراج آنجا بدهد . از هر - ولايت كه مىگذرى يكى از ياران خويش را بر آنجا گمار . هر كس از سپاهيان خراسان و سران آن سوى تو آمد وى را حرمت كن و جايزهء نكو ده . برادرى را به جاى برادر عقوبت مكن . يك چهارم خراج را از مردم خراسان بردار . هر كه را تيرى به جانب تو اندازد يا يكى از يارانت را با نيزه بزند امان مده . وقتى بر عبد الله تسلط يافتى اجازه مده كه بيش از سه روز بماند . وقتى روانه اش كردى همراه معتمدترين ياران تو باشد اگر شيطان فريبش داد ( 407 و با تو مقابله كرد بكوش تا اسيرش كنى . اگر از دست تو به يكى از ولايتهاى خراسان گريخت به خويشتن سوى وى رو . همهء آنچه را به تو سفارش كردم فهميدى ؟ » گفت : « بله ، اى امير مؤمنان كه خدايت قرين صلاح بدارد » گفت : « به بركت و يارى خداى حركت كن » گويند : منجم على به نزد وى آمد و گفت : « خداى امير را قرين صلاح بدارد چه شود اگر براى حركت در انتظار صلاح ماه بمانى كه نحوست بر آن غالب است و سعد از آن افتاده و برفته » على گفت : « اى غلام مقدمه دار را بگوى طبل خويش را بزند و پرچم را پيش ببرد كه ما فساد و صلاح ماه را نمىشناسيم ، جز اينكه هر كه با ما مقابله كند با وى